بسم الله الرحمن الرحیم


 
  داستانی از ابوذر ...

بسم الله الرحمن الرحیم
🌼🌿🌹🍃
🌹🍃🌼
🌼🌿
🍃

🌹🍃 #بندگی_من_یاآزادی_تو

🌼🍃روزی خلیفه وقت، کیسه پر از سیم با بنده ای نزد ابوذر غفاری فرستاد.

🌹🍃خلیفه به غلام گفت:
«اگر وی این از تو بستاند، آزادی».
غلام کیسه را به نزد ابوذر آورد و اصرار بسیار کرد، ولی وی نپذیرفت.

🌿🌼غلام گفت:آن را بپذیر که #آزادی من در آن است
و ابوذر پاسخ داد:
«بلی، ولی #بندگی من در آن است».
🌼🌿🌹🍃
🌹🍃🌼
🌼🌿
🍃
📖📔داستان های قرآنی🍀
📜[( @dastane_qorani )]🗳

موضوعات: اخبار
[پنجشنبه 1396-07-13] [ 05:30:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  نظر پوتین در مورد رهبری ...

موضوعات: اخبار
 [ 03:49:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  رزاق ...

بسم الله الرحمن الرحیم
🌿🍁🍃✨
🌺🌹🍀
🌿🌺
🌿
🔸🌿 #فرشته_رزق_و_مرگ

🔸🍃از کاسبی پرسیدند:

چگونه در این کوچه ی پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟❓

♥️✨گفت:آن خدایی که فرشته مرگش، مرا درهرسوراخی که باشم پیدا

میکند،چگونه فرشتگانِ روزیش٬ مرا گم میکنند…!‼️

🌿🍁🍃✨
🌺🌹🍀
🌿🌺
🌿
📖📔داستان های قرآنی🍀
📜[( @dastane_qorani )]🗳

موضوعات: اخبار
 [ 10:52:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  طمع ...

بسم الله الرحمن الرحیم
🌿🍁🍃✨
🌺🌹🍀
🌿🌺
🌿
🌸🍃 #طمع_آدمی_وخواری

🌹🍁عارفی به مسجدی رفت که دو رکعت نماز بخواند.
🌿در آن مسجد کودکان درس می خواندند و وقت نان خوردن کودکان بود.

🔸 دو کودک نزدیک عارف نشسته بودند.

🌺🌿یکی پسر ثروتمندی بود و دیگری پسر فقیری.
در زنبیل پسر ثروتمند پاره ای حلوا بود و در زنبیل پسر فقیر نان خشک.
🍃پسر فقیر از او حلوا میخواست.
آن کودک می گفت: اگر خواهی که پاره ای حلوا به تو دهم، سگ من باش و چون سگان بانگ کن.

🌹🍁آن بیچاره بانگ سگ کرد و پسر ثروتمند پاره ای حلوا بدو می داد.
باز دیگر باره بانگ میکرد و پاره ای دیگر می گرفت. همچنین بانگ می کرد و حلوا می گرفت.

🍂:|عارف در آنان می نگریست و می گریست. کسی از او پرسید:
ای عارف تو را چه رسیده است که گریان شده ای⁉️
عارف گفت: نگاه کنید که طمع کاری به مردم چه رسانَد❔
♻️🔅اگر آن کودک بدان نان تهی قناعت می کرد و طمع از حلوای او برمی داشت، سگ همچون خویشتنی نمی شد….

🌿🍁🍃✨
🌺🌹🍀
🌿🌺
🌿
📖📔داستان های قرآنی🍀
📜[( @dastane_qorani )]🗳

موضوعات: اخبار
 [ 10:52:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت