|
|
|
| |
شکایت از روزگار |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ???? ??? ?? ? ?? #شکایت_از_روزگار ??مفضل بن قیس، سخت در فشار زندگی واقع شده بود. فقر و تنگدستی، قرض و مخارج زندگی، او را آزار می داد. ??یک روز در محضر امام صادق (علیه السلام) لب به شکایت گشود و بیچارگی های خود را مو به مو تشریح کرد. گفت فلان مبلغ قرض دارم، نمی دانم چه جور ادا کنم؟‼️ فلان مبلغ خرج دارم و راه درآمدی ندارم.‼️ بیچاره شدم، متحیرم، گیج شده ام.❕ ⁉️?به هر در بازی می روم، به رویم بسته می شود. ⚠️در آخر از امام تقاضا کرد درباره اش دعایی بفرماید و از خداوند متعال بخواهد گره از کار فروبسته او بگشاید. ♻️?امام صادق (علیه السلام) به کنیزکی که آنجا بود فرمود برو آن کیسه اشرفی را که منصور برای ما فرستاده بیاور. کنیزک رفت و فورا کیسه اشرفی را حاضر کرد. آنگاه به مفضل بن قیس فرمود در این کیسه چهارصد دینار است و کمکی است برای زندگی تو. ?گفت مقصودم از آنچه در حضور شما گفتم این نبود، مقصودم فقط خواهش دعا بود. ??امام فرمود بسیار خب، دعا هم می کنم، اما این نکته را به تو بگویم، هرگز سختی ها و بیچارگی های خود را برای مردم تشریح نکن ?اولین اثرش این است که وانمود می شود تو در میدان زندگی زمین خورده ای و از روزگار شکست یافته ای. در نظرها کوچک می شوی و شخصیت و احترامت از میان می رود. ?منبع: بحارالانوار، جلد 11، صفحه 114 ???? ??? ?? ? ??داستان های قرآنی? ?[( @dastane_qorani )]?
موضوعات: اخلاق, داستانی
[دوشنبه 1396-07-03] [ 09:25:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
جان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ???? ??? ?? ? ♥️?#جـــــــــــــان_پــیــــامـــــــــبــــــر ❕شیخ مفید با اِسناد خودش نقل می کند : ♻️?روزى #مأمون عباسی به حضرت #امام_رضا علیه السلام گفت بزرگترین #فضیلت_امیرالمؤمنین علیه السلام را که شاهدى از قرآن بر آن دلالت کند کدام است؟ ⚠️? امام رضا علیه السلام فرمودند فضیلت او در واقعه #مباهله است که خداوند در قرآن مى فرماید : ✍?فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ? (سوره آل عمران،آیه61) ?✨ #پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) براى مباهله امام حسن و امام حسین که فرزندانش بودند آورد و فاطمه زهرا (علیها السلام) را آورد که در اینجا تعبیر زنانمان در آیه شده، و #امیرالمؤمنین را نیز آورد که طبق آیه قرآن، او #نفس_پیامبر به شمار مى رفت. ☝️?در نتیجه ثابت شد که احدى از #جهانیان با ارزشتر از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله وجود نداشت ! ??در نتیجه طبق آیه قرآن اَحدى از جهانیان نیز با ارزشتر از نفس و جان پیامبر اکرم (که امیرالمومنین باشد) نیست. ??منبع : بحار الأنوار، ج35، ص257. ??امروز 24 ذی الحجه، سالروز این واقعه بزرگ تاریخی است #فضائل_امیرالمومنین #آیه_مباهله ???? ??? ?? ? ??داستان های قرآنی? ?[( @dastane_qorani )]?
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 09:22:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
دروغ |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ????? ❌ #دروغ…. ⭕️دروغ را ترک کن سایر گناهان ترک میشود❗️ ?فردی چهار گناه بزرگ را خیلی دوست میداشت. گویا به آن عادت کرده بود ? ?روزی توفیق شرفیابی به محضر حبیب و بهترین مخلوق خدا، حضرت محمد (ص) را پیدا نمود :) در محضر نورانی رسول خدا (ص) نشست.بعد از مدتی که به صورت نورانی او نگاه کرد و به صحبتهای ایشان گوش داد، به شدت تحت تأثیر نورانیت و معنویت حضرت قرار گرفت.به همین علت رو به حضرت کرد و عرض نمود: «اى رسول خدا چهار گناه را خیلی دوست دارم :| ? ارتباط جنسی نامشروع ? شرابخوارى ? دزدى ? دروغ ?هر کدام را که بفرمایید به خاطر شما ترک مىکنم ? ?حضرت فرمود: «دروغ را رها کن» مرد رفت? و تصمیم به رابطه نامشروع گرفت ? اما با خود گفت: اگر پیامبر از من بپرسد [که زنا کردهاى یا نه؟] اگر انکار کنم، قولى را که به ایشان دادهام شکستهام و اگر هم اقرار کنم، حد مىخورم» ?تصمیم گرفت دزدى کند،بعد تصمیم گرفت شراب بخورد؛اما هر بار همین فکر را با خود کرد ? لذا نزد رسول خدا برگشت و عرض کرد: «شما راه را به کلى بر من بستید ? ? من همه این کارها را رها کردم»:oops: ? دروغ ریشه خیلی از گناهان دیگر است. ⛔️ مراقب باشید❗️❗️ ?کانال #اختصاصی : ??داستان های قرآنی? ?[( @dastane_qorani )]
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 09:20:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
آیه ای مناسب سنگ قبر |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ???? ??? ?? ? ?? آیه ای مناسب سنگ قبر ⚠️‼️ آورده اند که :روزی سلطان محمود غزنوی ,گوری برای خود ساخت وبه یکی از چاکران گفت : آیه ای مناسب از قرآن پیدا کن تابر روی سنگ گور حک کنیم!! ♻️چاکر گفت ; قربان بنویسید : ?[{ هذه جهنم التی کنتم توعدون }] ?این همان دوزخی است که به شما وعده داده شده است! ❗️این گور تو چنان که رسول خدای گفت! یا روضه بهشت است یا کنده سعیر! ??هزار ویک حکایت قرآنی ص 636حکایت 793 ???? ??? ?? ? ??داستان های قرآنی ?[( @dastane_qorani )]
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 05:31:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
صدای عذاب برخی قبر |
... |
???? ??? ?? ? ?بسم الله الرحمن الرحیم ⚠️ #صدای_عذاب_برزخی_ازقبر ?انس بن مالک می گوید: ♦️?روزی رسول خدا صل الله علیه وآله دریکی از باغ های بنی نجار در مدینه بود.!! ?از قبری که در آن جا بود صدایی شنید! پرسید: صاحب این قبر در چه زمانی دفن شده است? ?گفتند در زمان جاهلیت {دوران قبل از ظهور اسلام} ??پیامبر صل الله علیه وآله فرمودند : اگر ترس آن نداشتم که یکدیگر را به خاک نسپارید ,از خداوند می خواستم که صدای عذاب قبر را به گوش شما برساند! ???? ??? ?? ? ??داستان های قرآنی ?[( @dastane_qorani )]
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 05:31:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
سیزده هزار سال |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ???? ??? ?? ? ?✨ #سیزده_هزارسال ?✨از #رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمود روزى امین #وحى براى اداى وحى به نزد من آمد. هنوز آنچه را که باید بر من بخواند تمامش را نخوانده بود که ناگهان #آوازى_سخت و صدایى هولناک برآمد. ??وضع #فرشته وحى تغییر کرد، پرسیدم این چه آوازى بود؟⁉️ ⭕️♻️گفت اى محمد، خداى تعالى در #دوزخ چاهى قرار داده، #سنگ سیاهى در آن انداختند، اکنون پس از #سیزده_هزارسال آن سنگ به زمین آن چاه رسید. ⁉️پرسیدم آن چاه، جایگاه چه کسانى است؟ گفت ازآنِ#بى_نمازان و #شراب_خواران ?1. اسرار الصلوة، شیخ عبدالحسین تهرانى، صفحه 31 ?2. سیمای نماز، حسین انصاریان ???? ??? ?? ? ??داستان های قرآنی? ?[( @dastane_qorani )]?
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 02:30:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
نمک ارزان |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ???✨ ??? ?? ? ? #نمک_ارزان ♦️?مردی دوستانش را به خانه دعوت کرد، و برای شام قطعه ای گوشت چرب و آبدار پخت. ناگهان، پی برد که نمک تمام شده است. پسرش را صدا زد: برو به ده و نمک بخر. اما به قیمت بخر: نه گران و نه ارزان تر. پسر تعجب کرد: پدر ، میدانم که نباید گران تر بخرم. اما اگر توانستم ارزان تر بخرم، چرا صرفه جویی نکنیم؟ ??پدر گفت: این کار در شهری بزرگ، قابل قبول است. اما در جای کوچکی مثل ده ما، با این کار همه ی ده از بین می رود. ?✨مهمانان که این حرف را شنیدند، پرسیدند که چرا نباید نمک را ارزان تر خرید، مرد پاسخ داد: کسی که نمک را زیر قیمت می فروشد، حتما به شدت به پولش احتیاج دارد. کسی که از این موقعیت سوء استفاده کند، نشان می دهد که برای عرق جبین و سعی و تلاش او در تولید نمک احترامی قایل نیست. مهمانها گفتند: اما این مساله ی کوچک که نمی تواند دهی را ویران کند؟ ?✨و میزبان پاسخ داد: در آغاز دنیا هم “ستم” کوچک بود. اما آمدن هر ستم از پس ستم دیگر، به روندی فزاینده منجر شد. همیشه فکر می کردند مهم نیست، تا کار به جایی رسید که امروز رسیده. ???✨ ??? ?? ? ??داستان های قرآنی? ?[( @dastane_qorani )]?
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 02:28:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
فرشته رزق و موت |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ???✨ ??? ?? ? ?? #فرشته_رزق_و_مرگ ??از کاسبی پرسیدند: چگونه در این کوچه ی پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟❓ ♥️✨گفت:آن خدایی که فرشته مرگش، مرا درهرسوراخی که باشم پیدا میکند،چگونه فرشتگانِ روزیش٬ مرا گم میکنند…!‼️ ???✨ ??? ?? ? ??داستان های قرآنی? ?[( @dastane_qorani )]?
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 02:28:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
شیخ رجبعلی |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ???? ??? ?? ? ✨?شیخ رجبعلی خیاط می فرمود: در بازار بودم… ??اندیشه مکروهی در ذهنم گذشت. ??سریع استغفار کردم و به راهم ادامه دادم. ?قدری جلوتر شترهایی قطار وار از کنارم میگذشتند.???? ✨ناگاه یکی از شترها لگدی انداخت که اگر خود را کنار نمیکشیدم، خطرناک بود ?به مسجد رفتم و فکر میکردم همه چیز حساب دارد. این لگد شتر چه بود؟! ⁉️ ??در عالم معنا گفتند: شیخ رجبعلی! آن لگد نتیجه آن فکری بود که کردی ❕گفتم: اما من که خطایی انجام ندادم…? گفتند: لگد شتر هم که به تو نخورد❗️ ♻️بله اثر کارهای ما در عوالم جریان دارد، حتی یک تفکر منفی میتواند تاثیری منفی ایجاد کند ???✨ ??? ?? ? ??داستان های قرآنی? ?[( @dastane_qorani )]?
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 02:28:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
درس_بهلول_به_شیخ_جنید |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ???✨ ??? ?? ? ? #درس_بهلول_به_شیخ_جنید ?✨آورده اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او. شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. ??شیخ پیش او رفت و سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داد و پرسید چه کسی هستی؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می کنی؟ عرض کرد آری. ?✨بهلول فرمود طعام چگونه می خوری؟ عرض کرد اول «بسم الله» می گویم و از پیش خود می خورم و لقمه کوچک برمی دارم، به طرف راست دهان می گذارم و آهسته می جوم و به دیگران نظر نمی کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی شوم و هر لقمه که می خورم «بسم الله» می گویم و در اول و آخر دست می شویم. ??بهلول برخاست و فرمود تو می خواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی دانی و به راه خود رفت. ??مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید . بهلول پرسید چه کسی هستی؟ جواب داد شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی داند. ??بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می دانی؟ عرض کرد آری. سخن به قدر می گویم و بی حساب نمی گویم و به قدر فهم مستمعان می گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می کنم و چندان سخن نمی گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد. ??بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمی دانی. پس برخاست و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمی دانید. ??باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می دانی؟ عرض کرد آری. چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه خواب می شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (ص) رسیده بود بیان کرد. بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی دانی. خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمی دانم، تو قربه الی الله مرا بیاموز. ?✨بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم. بدان که اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از این گونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود. ??جنید گفت: جزاک الله خیراً! و ادامه داد: در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود، هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد و در خواب کردن، اینها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد! ???✨ ??? ?? ? ??داستان های قرآنی? ?[( @dastane_qorani )]
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 02:20:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
خوش_شانسی_یا_بدشانسی |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ???? ??? ?? ? ?✨ #خوش_شانسی_یا_بدشانسی ?پیرمردی اسبی داشت و با آن اسب زمینش را شخم میزد. ?✨ روزی آن اسب از دست پیرمرد فرار کرد و در صحرا گم شد. همسایگان برای ابراز همدردی با پیرمرد، به نزد او آمدند و گفتند: “عجب بد شانسیای آوردی.” پیرمرد جواب داد: “بد شانسی؟⁉️ خوش شانسی؟⁉️ کسی چه میداند؟”⁉️ ?چندی بعد اسب پیرمرد به همراه چند اسب وحشی دیگر به خانهی پیرمرد بازگشت. ⚠️ اینبار همسایگان با خوشحالی به او گفتند: “عجب خوش شانسیای آوردی!” اما پیرمرد جواب داد: “خوش شانسی؟⁉️ بد شانسی؟ ⁉️کسی چه میداند؟”⁉️ بعد از مدتی پسر جوان پیرمرد در حالی که سعی میکرد یکی از آن اسبهای وحشی را رام کند از روی اسب به زمین خورد و پایش شکست. ♻️باز همسایگان گفتند: “عجب بد شانسیای آوردی!” و اینبار هم پیرمرد جواب داد: “بد شانسی؟⁉️ خوش شانسی؟ ⁉️کسی چه میداند؟”⁉️ ?✨در همان هنگام، ماموران حکومتی به روستا آمدند. آنها برای ارتش به سربازهای جوان احتیاج داشتند. ? از این رو هرچه جوان در روستا بود را برای سربازی با خود بردند، اما وقتی دیدند که پسر پیرمرد پایش شکسته است و نمیتواند راه برود، از بردن او منصرف شدند. آری “خوش شانسی⁉️ بد شانسی⁉️ کسی چـــه میداند⁉️ ?هر حادثهای که در زندگی ما روی میدهد، دو روی دارد: ? یک روی خوب و یک روی بد. ☝️ هیچ اتفاقی خوب مطلق و یا بد مطلق نیست. ?بهتر است همیشه این دو را در کنار هم ببینیم.زندگی سرشار از حوادث است… ???✨ ??? ?? ? ??داستان های قرآنی? ?[( @dastane_qorani )]
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 02:16:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
راسُ_کلُ_خطیئهِ |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ???✨ ??? ?? ? ✨? #راسُ_کلُ_خطیئهِ ?روزی جوانی نزد پدرش آمد و گفت: دختری را دیده ام و میخواهم با او ازدواج کنم من شیفته زیبایی این دختر وجادوی چشمانش شده ام، ?پدر با خوشحالی گفت این دختر کجاست تا برایت خواستگاری کنم؟ ??پس به اتفاق رفتند تا دختر را ببینند اما پدر به محض دیدن دختر دلباخته او شد و به پسرش گفت: ببین پسرم این دختر هم تراز تو نیست وتو نمیتوانی خوشبختش کنی، ? او را باید مردی مثل او تکیه کند، پسر حیرت زده جواب داد، امکان ندارد پدر کسیکه با این دختر ازدواج میکند من هستم نه شما! پدر و پسر با هم درگیر شدند و کارشان به قاضی کشید ماجرا را برای قاضی تعریف کردند. ?قاضی دستور داد دختر را احضار کنند تا از خودش بپرسند که میخواهد با کدامیک از این دو ازدواج کند قاضی با دیدن دختر شیفته جمال و محو دلربایی او شد و گفت: ?این دختر مناسب شما نیست بلکه شایسته شخص صاحب منصبی چون من است پس این بار سه نفری با هم درگیر شدند و برای حل مشکل نزد وزیر رفتند ?وزیر با دیدن دختر گفت او باید با وزیری مثل من ازدواج کند! ??و قضیه ادامه پیدا کرد تا رسید به شخص امیر، امیر نیز مانند بقیه گفت این دختر فقط با من ازدواج میکند! ??بحث و مشاجره بالا گرفت تا اینکه دختر جلو آمد و گفت: ? راه حل مسئله نزد من است، ?من میدوم و شما نیز پشت سر من بدوید اولین کسیکه بتواند مرا بگیرد با اوازدواج خواهم کرد!! و بلافاصله شروع به دویدن کرد ? و پنج نفری پدر؛ پسر ؛قاضی ؛وزیر و امیر بدنبال او، ? ناگهان هرپنج نفر با هم به داخل چاله عمیقی سقوط کردند ?دختر از بالای گودال به آنها نگاهی کرد و گفت آیا میدانید من کیستم؟ ?من دنیا هستم❕ ?من کسی هستم که اغلب مردم بدنبالم میدوند و برای بدست آوردنم با هم رقابت میکنند! و در راه رسیدن به من از دینشان ، معرفتشان غافل میشوند و حرص و طمع انها تمامی ندارد! ?? تا زمانیکه در قبر گذاشته میشوند در حالیکه هرگز به من نمیرسند…❌ برای همین است که معصوم میفرمانید ! ❌حب دنیا راس تمام خطاهاست❕ ???✨ ??? ?? ? ??داستان های قرآنی? ?[( @dastane_qorani )]
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 02:14:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
سوره نساء - تقسیم ارث |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم آیه 11سوره نسا 11 یُوصیکُمُ اللّهُ فی أَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ فَإِنْ کُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَکَ وَ إِنْ کانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَ لِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ واحِد مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمّا تَرَکَ إِنْ کانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلاِ ُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ کانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلاِ ُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّة یُوصی بِها أَوْ دَیْن آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ لا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعاً فَریضَةً مِنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش مى کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد; و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بیش از دو دختر باشند، دو سوم میراث از آن آنهاست; و اگر یکى باشد، نیمى (از میراث) از آن اوست. و براى هر یک از پدر و مادر او، یک ششم میراث است، اگر (میت) فرزندى داشته باشد; و اگر فرزندى نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، براى مادر او یک سوم است (و بقیه از آن پدر است); و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش یک ششم مى برد (و پنج ششم باقیمانده، براى پدر است)، (همه اینها،) بعد از انجام وصیتى است که او کرده، و بعد از اداى دین است ـ شما نمى دانید پدران و مادران و فرزندانتان، کدام یک براى شما سودمندترند! ـ این فریضه الهى است; و خداوند، دانا و حکیم است.
موضوعات: اخلاق, داستانی, درسی
[ 05:25:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
مشتریان شیطان |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ???✨ ??? ?? ? ?♨️ #مشتری_های_شیطان ♻️?در احادیث آمده است که روزی حضرت عیسی علیه السلام به ابلیس برخورد برخورد کرد: در حالی که او پنج جنس سرخ رنگ را باخود حمل میکرد و هرکدام به دسته ای مربوط میشدند! ?عیسی علیه السلام از ابلیس پرسید: این ها چیستند!? ♦️ پاسخ داد:! اجناسی که مشتری های مختلفی به سراغ آن ها می آیند !! ?عیسی علیه السلام پرسید;آن اجناس کدامند ? ?گفت:یکی از آن ها ظلم و جور است ?عیسی علیه السلام پرسید مشتری آن چه کسانی هستند! ♦️گفت;شاهان و قدرتمندان !! ?وافزود: دومی از آن ها “کبر” است! ?فرمود :این را چه کسی خریدار خریدار است? ♦️گفت ; کد خدایان !!! ?سومی حسد است ! ?حضرت فرمود :این را چه کسی خریدار است? ♦️گفت: دانشمندان ! ?چهارمی از آن ها “خیانت ” است! ?فرمود :این را چه کسی خریدار است? ♦️گفت; “تجار ” ?پنجمی از آن ها مکر و فر یبکاری است!! ?فرمود :این را چه کسی خریدار است? ♦️گفت: زنان ?ان شالله هیچ کدام مشتری شیطان نباشیم صلوات ???✨ ??? ?? ? ??داستان های قرآنی? ?[( @dastane_qorani )]
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 05:24:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
شیعه واقعی |
... |
بسم الله الرحمن الرحیم ???✨ ??? ?? ? ?✨ #شیعه_واقعی ??یکی از یاران به نام سهل خراسانی خدمت #امام صادق ع می رسد و حین گفتگو مکرر از ایشان سوال می کنند که! آقا چرا #قیام نمی فرمایید؟ ‼️ ❕?چرا تشکیل حکومت اسلامی نمی دهید؟ ♻️با این که فقط در خراسان صد هزار شیعه ی طرفدار و شمشیر زن دارید، چرا نشسته اید و قیام نمی کنید؟ ? امام صادق (ع) از کنیزشان می خواهد که تنور را روشن کنند و بعد بی مقدمه به سهل می فرماید که: ” برو و داخل تنور بنشین ✨سهل می ترسد و می گوید: “آقای من! مرا به آتش عذاب مکن.. از من بگذر که خدای از تو بگذرد. ?امام دیگر چیزی نگفتند تا اینکه در همین شرایط، هارون مکی که مومنی وارسته و از یاران امام بود وارد شد. ? امام به او فرمود: ” کفش هایت را کناری بگذار و وارد تنور آتش شو و در آن بنشین او بی درنگ داخل تنور داغ شد و در آن نشست. ?✨امام پس از مدتی که با آن خراسانی صحبت می فرمود و از اوضاع و احوال خراسان جوری سخن می گفت که گویا از خود سهل هم بیشتر و بهتر بر مسایل خراسان واقف است، به وی فرمود: “برخیز و داخل تنور را نگاه کن سهل برخاست، به تنور نگاه کرد و دید که هارون مکی با آرامش تمام در میان آتش نشسته است. ?آن گاه امام فرمود: در خراسان چند نفر (شیعه) مثل این مرد دارید ؟ ?سهل عرض کرد: سوگند به خدا، حتی یک نفر هم این طور نداریم. ??فرمود: ما تا وقتی پنج نفر همراه واقعی نداشته باشیم قیام نمی کنیم… ?ما به زمان انجام تکلیف آگاه تریم ???✨ ??? ?? ? ??داستان های قرآنی? ?[( @dastane_qorani )]
موضوعات: اخلاق, داستانی
[ 05:22:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
|